سه شنبه 3 ارديبهشت 1398   13:01:59
            امام موسی کاظم (ع  ) میفرمایند:شیعه ما تنها کسى است که تقوا پیشه و مطیع خداوند باشد.                    
     
 
دكتر علي اكبر ولايتي
ميرزا كوچك خان نماد بيداري اسلامي

ميرزا پس از توافق با تشكيلات اتحاد اسلام، از تهران عازم گيلان شد و تشكيلاتي مخفي را به نام هيئت اتحاد اسلام پايه ريزي و به تدريج مجاهدان و ياراني را جذب اين تشكيلات كرد.
اتحاد اسلام، كانون اصلي رهبري و مركز ثقل تصميم گيريهاي سياسي، اداري، اجتماعي و نظامي نهضت جنگل بود و حفظ استقلال ايران را تعقيب مي كرد.
ميرزا پس از توافق با تشكيلات اتحاد اسلام، از تهران عازم گيلان شد و تشكيلاتي مخفي را به نام " هيئت اتحاد اسلام " پايه ريزي و به تدريج مجاهدان و ياراني را جذب اين تشكيلات كرد. هدفهاي عمده نهضت با توجه به اوضاع سياسي و اجتماعي آن زمان عبارت بودند از : اخراج نيروهاي بيگانه ، برقراري امنيت ، رفع بيعدالتي و مبارزه با خودكامگي و استبداد . ايدئولوژي هيئت بر پايه آنچه كه در ارگان نهضت جنگل ، روزنامه جنگل ، انتشار يافت ، عبارت بود از : حمايت از استقلال كامل كشور بدون مداخله دولت بيگانه ، اصلاحات اساسي و رفع فساد در تشكيلات دولتي... ميرزا كوچك خان ، مسلماني معتقد و مبارزي وطنخواه و نستوه بود و نهضت او خاستگاه ديني و مردمي داشت .
 نهضت جنگل به رهبري ميرزا كوچك خان جنگلي در شرايطي شكل گرفت كه جاي جاي سرزمين ايران آماده قيامهاي آزاديبخش براي پايان بخشيدن به حضور بيگانگان و پايان دادن به اوضاع آشفته درون مرزها بود . نهضت جنگل مقارن با بروز جنگ جهاني اول در سال 1914 شكل گرفت ، به رغم اعلام بيطرفي دولت ايران در اين جنگ ، بخش عمده سرزمين ايران به اشغال بيگانگان درآمد و استقلال كشور سخت به مخاطره افتاد . در اين زمان ، آشفتگي سياسي ، عدم وجود دولتمردان لايق و مستقل ، سقوط پي در پي كابينه ها و بي ثباتي قدرت سياسي از يك طرف و پريشاني و فقر گسترده از سوي ديگر ، چنان فضاي دهشتناكي را بر مقدرات ايران حاكم كرده بود كه احساس مسئوليت هر انسان انقلابي و مؤمن به دين و ميهن خود را چون ميرزا كوچك خان ، بر مي انگيخت . نهضت جنگل به رهبري ميرزا كوچك خان جنگلي در شرايطي شكل گرفت كه جاي جاي سرزمين ايران آماده قيامهاي آزاديبخش براي پايان بخشيدن به حضور بيگانگان و پايان دادن به اوضاع آشفته درون مرزها بود .
 نهضت جنگل مقارن با بروز جنگ جهاني اول در سال 1914 شكل گرفت ، به رغم اعلام بيطرفي دولت ايران در اين جنگ ، بخش عمده سرزمين ايران به اشغال بيگانگان درآمد و استقلال كشور سخت به مخاطره افتاد . در اين زمان ، آشفتگي سياسي ، عدم وجود دولتمردان لايق و مستقل ، سقوط پي در پي كابينه ها و بي ثباتي قدرت سياسي از يك طرف و پريشاني و فقر گسترده از سوي ديگر ، چنان فضاي دهشتناكي را بر مقدرات ايران حاكم كرده بود كه احساس مسئوليت هر انسان انقلابي و مؤمن به دين و ميهن خود را چون ميرزا كوچك خان ، برمي انگيخت . ميرزا پس از ايجاد ارتباط با تشكيلات اتحاد اسلام در تهران و بحث و مناظره با آنها با اين هدف كه " هر دولتي كه نتواند مملكت خود را از سلطه و اقتدار دشمنان خارجي نجات دهد ، وظيفه ملت است كه براي استخلاص وطنش قيام كند ". تصميم گرفت براي پايه ريزي يك نهضت ، به سازماندهي نيروها بپردازد .
 اتحاد اسلام سازماني در استانبول بود كه با هدف گردآوري مسلمانان زير پرچمي واحد براي مبارزه با استعمار به وجود آمد . مؤسسان آن سيد جمال الدين اسدآبادي ، عبدالرضا كواكبي ، رشيد رضا و شيخ محمد عبده و عده اي از رجال سياسي و روحاني ايران نظير محمدرضا مساوات ، محمد كمره اي ، سليمان محسن اسكندري ، سيد حسن مدرس و اديب الممالك از اعضاي آن بودند . اتحاد اسلام ، كانون اصلي رهبري و مركز ثقل تصميم گيريهاي سياسي ، اداري ، اجتماعي و نظامي نهضت جنگل بود و حفظ استقلال ايران را تعقيب مي كرد . ميرزا پس از توافق با تشكيلات اتحاد اسلام ، از تهران عازم گيلان شد و تشكيلاتي مخفي را به نام " هيئت اتحاد اسلام " پايه ريزي و به تدريج مجاهدان و ياراني را جذب اين تشكيلات كرد. نخستين پايگاه عملياتي نهضت در جنگل تولم ( سه فرسخي شمال غربي رشت ) تأسيس شد و در شوال 1333 ق عمليات خود را با نام اتحاد اسلام عليه نيروهاي اشغالگر آغاز كرد. هدفهاي عمده نهضت با توجه به اوضاع سياسي و اجتماعي آن زمان عبارت بودند از : اخراج نيروهاي بيگانه ، برقراري امنيت ، رفع بيعدالتي و مبارزه با خودكامگي و استبداد  .
ايدئولوژي هيئت بر پايه آنچه كه در ارگان نهضت جنگل ، روزنامه جنگل ، انتشار يافت ، عبارت بود از : حمايت از استقلال كامل كشور بدون مداخله دولت بيگانه ، اصلاحات اساسي و رفع فساد در تشكيلات دولتي ، نهضت با رهبري ميرزا به تدريج توانست كمكهاي اقشار مختلف مردم را جلب كند ، به سازمان نظامي و سياسي قوي تبديل شود و به تهديد فزاينده اي براي نيروهاي اشغالگر ، به ويژه نيروهاي روسيه تزاري تبديل شود . گسترش نهضت در ميان دهقانان و حمايت آنان از ميرزا سبب وحشت مالكان بزرگ گيلان نيز شده بود . آنان خواستار دفع و سركوب سريع جنگليها بودند. حمله مشترك نيروهاي روس و فرماندار گيلان( حشمت الدوله ) براي سركوبي نهضت به كرات با شكست مواجه شد.
پايگاه قدرتمند مردمي و اعتقاد راسخ رهبري نهضت به مبارزه سبب اصلي شكست ناپذيري آن بود . نهضت پس از ضربات نظامي سختي كه در حمله قواي دولتي و روس در ماسوله تحمل كرد ، به سرعت توانست در ظرف سه ماه تجديد سازمان كند و با تصرف فومنات ، كسما قدرتمندتر از گذشته اين بار در برابر دولت مركزي بايستد. پس از انقلاب اكتبر 1917 روسيه و متاركه روسيه از جنگ جهاني اول ، دولت انقلابي دستور بازگشت نيروهاي روسي را صادر كرد. در اين ميان انگليس كه بي رقيب مانده و در ايران به قدرت فعال مايشا تبديل شده بود ، درصدد برآمد نهضت جنگل را كه كانون اصلي تهديد براي منافع خود مي دانست ، از ميان بردارد. به همين منظور عوامل انگليس عده زيادي از اهالي منطقه شمال را به جرم ارتباط با قواي جنگل دستگير و به مناطق ديگر تبعيد كردند. انگليسيها كه در پي دستيابي به منطقه قفقاز و سلطه بر ذخائر نفتي آنجا و نيز به دست آوردن سيادت در درياي خزر و گسيل نيروهاي خود از راه گيلان بودند ، با مقاومت جدي رهبري نهضت جنگل مواجه شدند. فرمانده نيروهاي انگليسي ، دنسترويل ، دستور حمله به مجاهدان جنگل را صادر كرد. نيروهاي انگليس با كمك به فرمانده نيروهاي روسي ، پس از شكست مجاهدان جنگل ، رشت را تصرف و خودسرانه بدون صلاحديد دولت مركزي ، به عزل و نصب مقامات منطقه اقدام كردند. انگليس به منظور استفاده هر چه بيشتر از فرصت به دست آمده ناشي از خلاء نظامي و امنيتي روسيه در منطقه ، قرارداد 1919 را طرح و امضا كرد كه البته با اعتراض و مخالفت شديد و گسترده نيروهاي انقلابي و مذهبي در سراسر كشور و از جمله جنگليها مواجه شد . دولت موقت وثوق الدوله كه خود عاقد اين قرارداد ننگين بود ، در مقابل ، سياست خشونت و وحشت را در پيش گرفت .
سپس وثوق الدوله كه حامي و مجري سياستهاي انگليس بود ، به اين نتيجه رسيد كه نهضت جنگل را كه به تهديدي جدي براي منافع انگليس تبديل شده بود ، بايد از ميان بر مي داشت . او نخست سياست تطميع ميرزا را در پيش گرفت و به او حكومت گيلان و سواحل درياي خزر را پيشنهاد داد و پس از آنكه از اين سياست نتيجه اي نگرفت و با مخالفت شديد ميرزا روبرو شد . سعي كرد از راه ايجاد نفاق و تشتت در ميان برادران نهضت ، آن را از درون تضعيف و مضمحل سازد و تا حد زيادي در پيشبرد اين سياست موفق شد . حاج رضا كسمايي كه با نفوذترين رهبران جنگل پس از ميرزا به شمار مي رفت ، به ميرزا خيانت كرد و با اخذ امان نامه از دولت وثوق الدوله ، همراه مجاهدان كسما از صف نهضت جنگل جدا شد و براي سركوب ميرزا و نهضت جنگل با دولت همكاري كرد. پس از ايجاد شكاف در نهضت و تضعيف آن ، انگليسيها از فرصت پيش آمده بهره گرفته و با ارسال نامه اي از ميرزا خواستند ظرف پنج روز يا اطاعت خود را از دولت وثوق الدوله اعلام دارد و يا ايران را ترك كند كه در اين صورت دولت انگليس حاضر است در بين النهرين به او پناهندگي دهد. آنها به دنبال بهانه اي براي حمله مجدد به جنگليها بودند و همزمان با رد اين پيشنهاد از سوي ميرزا ، پس از اعلام اولتيماتوم 48 ساعته براي تسليم جنگليها ، نيروهاي انگليس به همراه قواي دولتي ، از هوا و زمين به مواضع آنها يورش بردند.
 قواي جنگل به رغم مقاومت ، شكست خوردند و فومنات را تخليه كردند و راهي شرق گيلان شدند . آنها براي اينكه مردم قرباني جنگ نشوند ، از جنگ خودداري كردند و از معركه گريختند . در اين عزيمت دكتر حشمت ، يار و ياور نزديك ميرزا كه از ادامه مبارزه خسته شده بود با گرفتن امان نامه با تعدادي از ياران خود تسليم قواي دولتي شد ، اما او را امان ندادند و به اتهام جنگ عليه دولت مركزي و پناه دادن به جنگليها و مخالفت با سلطنت در 11 شعبان 1337 ق به دار آويختند. ميرزا با وجود شرايط سخت و اسفبار به پايگاه خود در جنگلهاي فومنات عقب نشيني كرد و با سازماندهي مجدد به مقاومت خود ادامه داد .
دولت مركزي تلاش كرد مجددا ميرزا را تطميع كند ، اما سودمند نيفتاد و ميرزا در پاسخ ، با اشاره به بي ثمر بودن تلاش حكومت براي تطميع او ، از برقراري نظام جمهوري و رهايي ستمديدگان سخن به ميان آورد . در اين اوضاع و احوال ورود كمونيستهاي شوروي به خاك ايران منشأ تحولاتي شد كه نهضت جنگل و رهبري آن را از دست ميرزا خارج كرد. كمونيستهاي شوروي به بهانه سركوبي و استرداد كشتيهاي شورشيان و ضد انقلابيهاي روسيه ، وارد گيلان شدند و در آنجا ماندند و با ميرزا كوچك خان ارتباط برقرار و در پوشش ائتلاف و كمك به انقلاب و نهضت جنگل آن را از مسير اصيل و اسلامي آن منحرف و ضربات سختي به اعتبار ديني و اسلامي آن وارد كردند. اين مقطع يعني از 29 شعبان 1338 ق ( 28 ارديبهشت 1299 ، تاريخ ورود ارتش سرخ به ايران تا 11 آذر ماه 1300 ش ، شهادت ميرزا ) دوره افول و انحطاط و سرانجام شكست نهضت جنگل است . ميرزا پس از اشغال انزلي از سوي روسها ، بنا به دعوت فرمانده ارتش سرخ در انزلي براي مذاكره با نمايندگان دولت شوروي و حزت عدالت وارد انزلي شد و پس از مذاكره با بلشويكها ، موافقتنامه اي را بدين مضمون امضا كرد : عدم اجراي اعمال كمونيسم از حيث مصادره و ضبط اموال و الغاء مالكيت و منع تبليغات . تأسيس جمهوري انقلابي موقتي پس از ورود به تهران و تأسيس مجلس مبعوثان به هر قسم حكومتي را كه نمايندگان ملت بپذيرند. سپردن مقدرات انقلاب به دست اين حكومت و عدم مداخله روسها در آن . هيچ قشوني بدون تصويب و اجازه حكومت زايد بر قواي موجودئ از روسيه به ايران وارد نشود . روسها كالاهاي تجار ايراني را كه در بادكوبه ضبط كرده اند . چون مال ايرانيان است ، تحويل اين حكومت دهند . برگزار نمودن كليه مؤسسات تجارتي روسيه در ايران به حكومت جمهوري . نكته مهم در اين موافقتنامه ، روحيه استقلال طلبي و ميهن پرستي و مخالفت ميرزا با اصول كمونيسم بود .
 او در واقع ائتلاف با بلشويكها را يك ديپلماسي براي تقويت مواضع خود در برابر حكومت وثوق الدوله و اشغالگران انگليسي تلقي مي كرد و سر آن نداشت كه دست از ايران و عقيده خود بردارد و مرام كمونيسم را به عنوان مشي و و ايدئولوژي خود بپذيرد ، از همين رو به تدارك يك حمله پرداخت . در حمله نيروهاي دولتي در 22 مهر 1300 به رشت بدون هيچ تصرفي به تصرف آنها درآمد ، ولي ميرزا همچنان با وجود خيانت عده زيادي از يارانش به جنگ و گريز در جنگلهاي گيلان ادامه داد و در اوايل آذر ماه با تنها همراهش گائوك آلماني ( هوشنگ ) به سوي خلخال عزيمت كرد و سرانجام بر اثر سرماي جانكاه منطقه ، در 11 آذر ماه ، 1300 ش به شهادت رسيد .

 
امتیاز دهی
 
 

  • ارسال به دوستان
  • چاپ
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
جدیدترین اخبار
>.
.
..
 
     
     
 
..
.
..
..
.
..
..
.
..